
به گزارش سراج24؛ در هفته چهل و دوم کتابخوانی پایگاه خبری سراج24 قصد داریم به معرفی کتاب «سواد رسانهای؛ کلیدهایی برای تفسیر پیامهای رسانهای» نوشته آرت سیلوربلات و جمعی دیگر با ترجمه گودرز میرانی بپردازیم که توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده است.
در دورانی که جامعه بیش از هر زمان دیگری در معرض سیل اطلاعات، تبلیغات و دادههای گاه نادرست قرار دارد، نیاز به سواد رسانهای به ضرورتی انکارناپذیر برای عموم مردم تبدیل شده است.
در چنین شرایطی که «پیام» به یک ابزار قدرت تبدیل شده، توانایی تفسیر و نقد آن به یک مهارت حیاتی بدل گشته است. کتاب «سواد رسانهای؛ کلیدهایی برای تفسیر پیامهای رسانهای» بهعنوان راهنمایی کاربردی، میتواند پلی میان دانش نظری و زندگی روزمره ما در عصر اطلاعات باشد. این کتاب با هدف ارتقای سطح آگاهی عمومی و توانمندسازی شهروندان در مواجهه با پیامهای رسانهای، تلاش میکند تا خواننده را از جایگاه مصرفکنندهی منفعل رسانهها به یک تحلیلگر هوشمند و فعال ارتقا دهد.
این اثر، مجموعهای از مفاهیم نظری، تحلیلهای کاربردی و تمرینهای عملی را در قالبی ساده و قابل فهم برای اقشار مختلف ارائه کرده است. به گفته مترجم کتاب، «مخاطب امروز باید بتواند تشخیص دهد چه پیامهایی با اهداف پنهان تولید میشوند، چگونه افکار عمومی دستکاری میشود و نقش او بهعنوان مخاطب آگاه چیست.»
نویسندگان این کتاب یعنی آرت سیلوربلات، آندرو اسمیت، دان میلر، جولی اسمیت و نیکول براون درصددند ضمن توجه به تفاوتهای موجود در توصیف سواد رسانهای (که تحت تأثیر سیاستهای فرهنگی و ارتباطی در کشورهاست)، درک جدیدی از لزوم همگامی مهارتآموزی کاربران و همسویی آموزش رسانه با تحولات حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات را فراهم کنند و خوانندگانی از رشتههای مرتبط مانند رسانه، ارتباطات، آموزش و مطالعات فرهنگی را به اقدام فراخوانند.
«سواد رسانهای؛ کلیدهایی برای تفسیر پیامهای رسانهای» رویکردی انتقادی ارائه میدهد تا مخاطبان بتوانند با استفاده از آن، درک بهتری از اطلاعات ارسالی از سوی مجاری ارتباطات جمعی (چاپ، عکس، فیلم، رادیو، تلویزیون و رسانههای دیجیتال) داشته باشند. یکی از اهداف اصلی سواد رسانهای این است که مخاطبان بتوانند از تأثیر فراگیر رسانهها در امان بمانند.
بخش اوّل، فصل (۱) مقدمهای بر رشته سواد رسانهای ارائه میدهد. بخش دوّم فصلهای (۲ تا ۷) چارچوب نظری برای تحلیل انتقادی متون رسانهای ارائه میدهد؛ این بخش در واقع کلیدهایی برای تفسیر پیامهای رسانهای است. بخش سوم (فصلهای ۸ تا ۱۱) این چارچوب روششناختی را برای قالبهای رسانهای بهکار میگیرد: روزنامهنگاری ،تبلیغات، ارتباطات سیاسی آمریکا و ارتباطات رسانهای دیجیتال.
بخش چهارم (فصلهای ۱۲ و ۱۳) طیفی از مسائل رسانههای جمعی (خشونت در رسانهها، رسانهها و کودکان، رسانهها و تغییر اجتماعی و ارتباطات جهانی) و بحثی درباره پیامدهای بالقوه را در هنگامی در نظر میگیرد که افراد، باسوادِ رسانهای شوند.
این کتاب تحولات اخیر در جهان رسانهها را بهویژه در قلمرو سواد رسانهای بازتاب میدهد. بهعلاوه مثالهای زیادی (بهویژه فصلهای مربوط به ارتباطات سیاسی آمریکا و ارتباطات رسانهای دیجیتال) ارائه شده است.
در سالهای اخیر، با گسترش شبکههای اجتماعی، فیکنیوزها، تبلیغات پنهان و الگوریتمهای هدایتگر محتوا، نیاز به منابع آموزشی معتبر در حوزه سواد رسانهای بیش از پیش احساس میشود. این کتاب با نثری آموزشی، کاربردی و غیرتخصصی، شکاف موجود میان تئوریهای دانشگاهی و نیازهای عمومی را پر کرده است.